صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( مترجم : محسن بيدارفر )
141
كسر أصنام الجاهلية ( عرفان و عارف نمايان ) ( فارسى )
كه علم به آنها جز از راه برهان نباشد هيچ اعتمادى ندارند . و چون ديدگاه اينان از عالم خيال فراتر نرفته و به عالم عقول نرسيده است ، قدرت پرواز ازين فرودگاه تاريك به فراگاه انوار عقلى را ندارند ؛ بدين سبب از آنچه بر قلبهاى رهروان وارد شود ، آگاه نيستند . سفسطهگرى و تقليد حركات بزرگان و كاملان كه درين افراد ديده مىشود نماياى كردار حيوانى چون ميمون و طوطى است كه تقليد انسان كنند ، و چون كودكان و نابخردان كه شكلك بزرگان درآورند . و اما ميزان درست و محك راستين درين موارد ناروشن همان حكيم عارف است كه احوال هر فرقه از ناس و نسناس را بازشناسد و ميان فرمانروا و كنّاس فرق گزارد . و همانگونه كه در كمالات نظرى چنين مغالطهها و اشتباهات كه موجب عدم شناخت فلسفه از سفسطه است پيش آيد ، و اسلام و زندقه بر افراد مشتبه گردد ، در كمالات علمى و راههاى تصفيه و فنون فضائل نفسانى نيز اشتباهها و همسان نمائىها پيش آيد . مكاران و حيلهگران خود را اهل الله و صاحبان صفا نمايند ، و چهبسا هست كه درين دوران خود آرايش كردهگانى با وجود ديد كوتاه و باطن ناپويا كه دارند خود را درشمار صوفيان و اهل باطن و مكاشفهگران رقم زنند : فغان ز ابلهى اين خران بىدم و گوش * كه جمله شيخ تراش آمدند و شيخ فروش شوند هردو سه روزى مريد نادانى * تهى ز دين خود و خالى از بصيرت و هوش و عاقل هشيار و هرآنكس كه بر اوضاع زمانه و اهل آن بديدهء اعتبار نگرد بيقين دريابد كه اهل الله و ارباب تصوف و حال و كمال هرگز آشكارا نباشند و پنهان مانند ، نه به اين معنى كه كسى آنان را نبيند ، بلكه حالات آنان از خلق پوشيده باشد و مرتبهى آنان را بازنشناسند . و خلاصه صوفىگرى صوفى از عقول مستور باشد ، گرچه رفتوآمد و ظاهر اندام او را همه توانند ديد . پس هرآنكس كه خود را به مقام تصوف و ارشاد منصوب داشته و به اهل كمال و حال ماننده مىكند و با اينهمه با مردمان در جوشش است و در لذتها و